للام : سلام * مامان ، شرا : مامان ، زهرا * بابا ، عگلا : بابا ، علی آقا * مان نونی : مامان جون * عشیژ : عزیز * میان : مهران *هندانه : هندونه *صبانه : صبحونه * ایکنی : این یکی*ایخت : ریخت * بیون : بیرون ( دردر) * دمبیا : دمپایی * بدم : بدم میاد * نخواد : نمیخوام *نخوابم : نمی خوابم * منون : ممنون *.دواب : جوراب *مانجین : ماشین * دوپ : توپ * قوقان : قران * تیپیشون : تلویزیون *آموش : خاموش * بیجا : بیا اینجا * لبالد : لواشک * نوباده : نوشابه * گوم گوم : تخم مرغ * بشوش : بپوشون * شوخ : سوخت *بامبیدون : بادکنک * دبدام : کفشام ♥♥ماجراهای پارسا پرنس کوچولوی ما♥♥























♥♥ماجراهای پارسا پرنس کوچولوی ما♥♥

تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net

تازگیا مامان و بابا متوجه شدن که در مواقعی که تو آشپزخونه کار دارن و من هم تو گهواره ام نمی مونم اگر منو ببرن آشپزخونه و رو زمین بگذارن کلی خوشحال می شم و با در و دیوار و ظرف و ظروف حرف میزنم تا کاراشون تموم بشه(البته گاهیم غر میزنم). راستی شنیدم که مامان و بابام به هم می گفتن "این بزرگ شه آشپز میشه".امان از این مامان و باباها...

 

من از وقتی دنیا اومدم خیلی بچه ی مامانی ای بودم دنبالش گریه می کردم وقتی بغل بابام بودم همش می خواستم برم بغل مامانم  نگاه می کردم به اون و می خندیدم اما جدیدا چند وقتیه که بابایی هم شدم مثلا دیشب که بابام رفته بود بیرون وقتی برگشت نگاه کردم به اون و گریه کردم و خودمو براش لوس کردم. چکار کنم آخه دوستشون دارم دیگه.

خرگوش کوچولو

ماجراهای من و عینک بابام

جدیدا قاتل عینک بابام شدم وقتی بغلم می کنه حمله می کنم و تا متوجه بشه عینکشو از چشمش بیرون میارم(ما اینییییم دیگه) اونم مجبور میشه وقتی خواست منو بغل کنه عینکشو در بیاره.عروسکهای هالووین

 

اما براتون بگم از منو میز کامپیوتر

وقتی مامان و بابا میشینن پای میز کامپیوتر و منم بغلشونم وااااااای نمی دونین چقدر حال داره رو میزی رو می کشم اگر چیزی دم دستم باشه برش میدارم و تا اونجایی که بتونم میشینم پامیشم خودمو کج و کوله می کنم تا کلافه میشن.

چند شب پیش حسابی طعمه ی پشه ها شدم ببینین

امان از دست پشه های پونا

  

اینم یه عکس از من و طبیعت

 

توجه کنین به پاهام بلللله دیگه مرد شدم باباپوه

 

نوشته شده در شنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٩ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ توسط مامان زهرا نظرات ()

تقریبا از دو ماهگیم یاد گرفتم که دستامو بخورم (جوری که هر کس دیگه ای منو می بینه به مامانم میگه این بچه گرسنشه)، این کارو خیلی دوست دارم. اما این علاقه در همین حد باقی نمونده و دامنه اون خیلی وسیعتر شده، طوری که هر چیزی دور و اطرافم باشه کثیف یا تمیز برمیدارمو مستقیم می برم تو دهنم. حتی اگه اطرافم چیزی نباشه، به زور بلوزمو بالا میارمو میبرم تو دهنم، می خورمش، ملچ ملوچ، به به ...

قبلا فقط جغجغه هامو دوست داشتم، اما تازگیها به بقیه اسباب بازیهام هم علاقمند شدم و وقتی روشنشون می کنن بهشون زل می زنم. جدیدا باهاشون حرف هم می زنم.پوه در هالووین

 چند روز پیش برق رفته بود، من خیلی ترسیدم، اما وقتی مامانم کالسگه و اسبمو برام روشن کرد خیلی خوشحال شدم، آخه هم آهنگ می زد و هم چراغهاش روشن و خاموش می شد خلاصه با اون بازی کردم تا برق اومد اما جالب اینجاست که بدم نمیومد یه لیسی به اون بزنم. وقتی روشن و خاموش میشن با خودم فکر می کنم که چقدر خوشمزه به نظر میان.

 

چند وقتی هم هست که وقتی مامان و بابا یه اسباب بازی نزدیکم میارن، من دو تا دستامو نزدیک میبرم و با دو دست اونو می گیرم، یه خورده بازی می کنم، مهمتر از همه یه لیسی به اون می زنم و بعد هم رهاش میکنم. این عکسو ببینین چقدر قشنگ دارم بازی می کنم...Gun Toutingپوه

 

اینجا هم مثل یه گل پسر نشستم تو کریرم و دارم تلویزیون تماشا می کنم ببینین چقدر آقا هستم. Emoticon

 

اینم یه عکس دیگه از منو کالسگم البته اینم بگم که ده دقیقه بیشتر توش نمی مونم. اصلا این چیزا رو دوست ندارم کالسگه، کریر، آغوشی بغل مامان و بابا از همه جا بهتره.

 

اینم دو تا عکس از من و حیاط سوسایتی

 

اینجا هم رفتم بالای درخت

 

هفته پیش با چند تا از دوستامون رفته بودیم اسنک پارک (پارک مارها) البته من یه خورده خسته شدم و ناراحتی کردم اما خوش گذشت.

اینجا آماده شدیم برای رفتن

    

اینجا هم اسنک پارکه(پارک مارها) البته اینجا من ناراحت هستم و مامان و بابام این عکسو به زور ازم گرفتنشخصیتهای والت دیزنی

 

 

نوشته شده در جمعه ٢٢ بهمن ۱۳۸٩ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ توسط مامان زهرا نظرات ()

تو این مدت کوتاه کلی کارهای جدید انجام می دم مثلا به تعداد حروفی که به زبون میاوردم اضافه شده و از هر چیزی که خوشم بیاد بهش زل می زنم و باهاش حرف می زنم مثلا توی آشپزخونه به ظرفهای توی قفسه و دمکنیهایی که روی دیوار آویزونه نگاه می کنم و کلی هیجان زده می شم بعد هم باهاشون حرف میزنم آخه اونا رو خیلی دوست دارم.Hello

دایی مهران و مامان و بابا اتاق خوابو برای من تزیین کردن روی سقفش ماه و ستاره زدن روی در و دیوارش چیزای زرق و برق دار چسبوندن اما من فقط عاشق میکی موسی هستم که روی دیواره اونم میکی موس پسره (دختره نه) وقتی من ناراحت می شم یا گریه می کنم منو می برن پیش میکی موس زود ساکت می شم کلی باهاش حرف می زنمو با بغض درد و دل می کنم و آخرشم باهاش می خندم.

توی حالم که اونهمه اسباب بازی توی میز تلویزیونه من هیچ کدومو تحویل نمی گیرم و فقط از گل روی تلویزیون خوشم میاد و با اون حرف می زنم.

اینم یه عکس خوووشگل و ناز از منو میکی موسم

خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar22.com

 

 

یه عادت جدید دیگه من اینه که لب پایینی مو تا اونجایی که بتونم می کشم توی دهنم و مشغول خوردنو مک زدنش می شم اونقدر مزه داره...

خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar22.com

 

 

جدیدا یاد گرفتم بلند بلند می خندمو قهقهه می زنم چند روز پیش که مامانم باهام دالی بازی می کرد کلی براش خندیدم.خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar22.com

زمانی که منو بغل می کنن اونقدر وول می زنمو تکون می خورم که منو بلندم کنن و بایستم اصلا از یکجا نشستن خوشم نمیاد.خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar22.com

 

 

 

اگه پشتم یه متکا بذارن برای چند لحظه می شینم بدون اینکه به اینطرفو اونطرف بیفتم.خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar22.com

 

 

راستی یه شیطونی دیگه ای که انجام میدم اینه که بالش زیر سرم رو بیرون میارم و میذارم روی صورتمو مشغول خوردنش می شم.

اینم یه عکس برای چند تا از دوستامون تو ایران که نگران بودن من اینجا سردم نشه و سرما بخورم.

یه خبر دیگه اینکه چند روز پیش واکسن چهار ماهگیم رو زدم یه آمپول توی پام و چند قطره توی دهنم اما اینم بگم که خیلی بهتر از ایران بود و من اصلا اذیت نشدم آخه اینجا واکسناش دو نوعن بدون درد که گرونه و معمولی اما مامان و بابام برای من واکسن بدون درد زدن برای همینم اصلا اذیت نشدم.

 

اینم یه عکس قشنگ دیگه از من

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٩ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ توسط مامان زهرا نظرات ()


آخرين مطالب
» دومین بهار زندگی پرنس کوچولو ما
» شیطونی های گل پسر ما
» مروارید هفتم
» تولد یه ستاره
» ایستادن پسر شیرین ما
» یه تولد دیگه
» تولد کریشنا
» یه سورپرایز ویژه
» پارسای ما شیطون شده
» خوشگل ما مرد شده

Design By : RoozGozar.com