للام : سلام * مامان ، شرا : مامان ، زهرا * بابا ، عگلا : بابا ، علی آقا * مان نونی : مامان جون * عشیژ : عزیز * میان : مهران *هندانه : هندونه *صبانه : صبحونه * ایکنی : این یکی*ایخت : ریخت * بیون : بیرون ( دردر) * دمبیا : دمپایی * بدم : بدم میاد * نخواد : نمیخوام *نخوابم : نمی خوابم * منون : ممنون *.دواب : جوراب *مانجین : ماشین * دوپ : توپ * قوقان : قران * تیپیشون : تلویزیون *آموش : خاموش * بیجا : بیا اینجا * لبالد : لواشک * نوباده : نوشابه * گوم گوم : تخم مرغ * بشوش : بپوشون * شوخ : سوخت *بامبیدون : بادکنک * دبدام : کفشام ♥♥ماجراهای پارسا پرنس کوچولوی ما♥♥























♥♥ماجراهای پارسا پرنس کوچولوی ما♥♥

توجه                  توجه

یه پست ویژه به مناسبت تولد مامان گلم

نوشته شده توسط مامان جون . بابا جون، دایی محمد . دایی مهران ،خاله زهره( با اجازه نویسنده ی وبلاگ)

                          فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

                   

           زحمت نکشید من شمردم،11 تا شمع روشه  

   بازم شادی و بوسه گلای سرخ و میخک

    می گن کهنه نمی شه تولدت مبارک

                          تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا

                          وجود پاکت اومد تو جمع خلوت ما

  تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز

   از آسمون    فرستاد  خدا   یه  ماه زیبا

                       تو این روز پر از عشق تو با خنده شکفتی

                       با یه گریه ی  ساده  به   دنیا  بله   گفتی

   واسه   تولد   تو    باید   دنیا    رو   آورد

  ستاره رو سرت ریخت تو رو تا آسمون برد

اینم یه سورپرایز

          

این عکس سه سالگی مامان شبیه مامانم هستم؟؟

امروز با شکوه ترین روز هست ، روزی که آفریدگار تو را به جهان هدیه داد. من می ترسم به تو تبریکی بگم که شایسته ی تو نباشد ، به زمین خوش آمدی فرشته ی مهر و زیبایی

                         تولدت مبارک 

            

نوشته شده در پنجشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ توسط مامان زهرا نظرات ()

سلام

یه خبر تازه و جدید و ناب: من دو سه روزیه که سینه خیز رفتن رو شروع کردم. یه چیزی رو که دوست دارم نشونم میدن و من به اشتیاق اون میرم جلو.موافقم اولش رو از روی سرامیک شروع کردم حالا روی فرش هم می تو نم برم.در این زمینه بابام خیلی باهام تمرین می کنه که روونتر برم.

اینم یه عکس خوشگل از سینه خیز رفتنم

و اما براتون بگم از اسباب بازیهای مورد علاقم:

عینک مامان، کیف مامان، سیم، آدابتور، کنترل، موبایل، لیوان،چشمک قاشق، کاغذ، کیف دیکشنری، کیف دوربین، یا حتی خودشون و از همه بدتر قند، دستمال کاغذی و خودکار و ... بدتر از بد اینجاست که دوست دارم اینارو بذارم تو دهنم. خلاصه اینو بگم که به ندرت چیزی از اسباب بازیام پیدا میشه که دوسش داشته باشم. چه کار کنم به قول دوستا اینم یه مرحله ای از سنمه دیگه باید گذروند.تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

 

هر روز هم که میگذره دوستامون میگن بیشتر و بیشتر شبیه بابام میشم من نمی دونم شما قضاوت کنید.

 

این عکسم که میخوام نشونتون بدم تمپل (خدای) سوسایتی ماست ببینین چه مردونه نشستم و دستامو رو زانوهام گذاشتم

 

اینم یه عکس از منو بچه ها در استخر سوسایتیdeborah.mihanblog.com

 

 

نوشته شده در چهارشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ توسط مامان زهرا نظرات ()

                       

امروز واکسن هفت ماهگیم رو هم زدم. آخرین مرحله ی هپاتیت ب بود. دیگه واکسنهای مهم و پشت سر هم من تموم شد و بعد از این چند ماه یکبار هست. الان مامانم احساس میکنه یه کمی تب دارم اما دکتر گفته هیچ درد و تبی نداره. نمی دونم...

راستی چند تا عکس از من و مطب دکترم (دکتر نیر)

پسر خوشتیپ متحرک کارتونی

ببینید چه پسر قوی ای هستم واکسنم رو زدم بعد هم اومدم بیرون و عکس گرفتم.

       

دیگه براتون بگم که تو خوردنیها شدیدا علاقمند بستنی هستم. چیزای شیرین رو هم خیلی دوست دارم. از وسایلی هم که جدید باشن خیلی خوشم میاد حالا اون میخواد یه خودکار باشه یا یه لیوان جدید. اما جدیدا برام یه توپ خریدن و با کلی ذوق و شوق بهم نشونش دادن و من فقط ده دقیقه باهاش بازی کردم. یکی از دوستامون هم یه تراکتور به من هدیه داد که ای بدم نیومد. اما همچنان از توپ کوچولوها و جوجه های خودم خیلی خوشم میاد.

 جوجه کوچولوهای شیطونجوجه کوچولوهای شیطونجوجه کوچولوهای شیطونجوجه کوچولوهای شیطون

این روزا کار مامان و بابای من این شده که فقط منو از زیر مبل و تخت و چیزای دیگه بیرون بیارن ببینین

به محض اینکه از بیرون اومدیم خونه و منو رو زمین گذاشتن سر از زیر مبل در آوردم.

نوار فاصله انداز هالوویننوار فاصله انداز هالوویننوار فاصله انداز هالوویننوار فاصله انداز هالووین

اینجا هم تو اتاق خواب همه ی پتوها که بالا روی قفسه چیده شده بود کشیدم رو خودم.شخصیتهای کارتونی والت دیزنی

 

اینجا هم همه ی وسایلای زیر تختو کشیدم بیرون و حسابی مشغول شیطونی بودم که مچمو گرفتن.

خلاصه یه پسر شیطون و بانمکی شدم که نگو

لاینرهای ظریف و فانتزی برای وبلاگ شمالاینرهای ظریف و فانتزی برای وبلاگ شمالاینرهای ظریف و فانتزی برای وبلاگ شمالاینرهای ظریف و فانتزی برای وبلاگ شمالاینرهای ظریف و فانتزی برای وبلاگ شما

آآآآآآآ اینجا رو ببینین پارسا راننده ریکشا شده

پارسا وسط توپهاtweety

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ توسط مامان زهرا نظرات ()

 

این دفعه یه سورپرایز دارم براتون. من کچل شدم. بابام موهامو از ته کوتاه کرده. 

 

البته ده روزی ازش می گذره و الان یه کم موهام بلند شده. از همه معذرت می خوام به خاطر وقفه ای که در به روز کردن وبلاگم افتاد. آخه یک هفته ای هست که دارم دندونای بالامو در میارم و حالم چندان جالب نیست. یه کم بهانه گیر شدم و دائم دلم می خواد بغل مامانم باشم.خیلی هم دوست دارم بریم بیرون از خونه اینه که نتونستم سراغ وبلاگم بیام.

این عکس روز اولیه که کچل شدم. خوشگل شدم نه؟  

 

اما براتون بگم درباره این عکس:

این آقا گاوه که سمت راست من خوابیده رو دایی مهرانم زمانی که فهمیده بود من وجود دارم و هنوز نمی دونست دخترم یا پسر با پولای خودش برام خریده بود.

اون آقا کلاغه هم که سمت چپم خوابیده بازم یه هدیه است از طرف دایی مهران عزیزم.این کلاغه مال بچگیای خودشه.

اما اونقدر زدم تو سر این دوتا بیچاره که چشماشون زده بیرون.

لباسی هم که تنمه خاله زهره ی گلم برام خریده.

قشنگن نه؟                    

 

اینا هم دندونای پایینی من هستن ببینید 

  

اینجا هم با پیمان داریم دوچرخه سواری می کنیم البته خیلی خوشحالم که بالاخره مشکل پیمان با دراومدن دندونای من حل شد

 

چند تا هم عکس بدون شرح

 

 

 

نوشته شده در جمعه ٩ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ توسط مامان زهرا نظرات ()


آخرين مطالب
» دومین بهار زندگی پرنس کوچولو ما
» شیطونی های گل پسر ما
» مروارید هفتم
» تولد یه ستاره
» ایستادن پسر شیرین ما
» یه تولد دیگه
» تولد کریشنا
» یه سورپرایز ویژه
» پارسای ما شیطون شده
» خوشگل ما مرد شده

Design By : RoozGozar.com