للام : سلام * مامان ، شرا : مامان ، زهرا * بابا ، عگلا : بابا ، علی آقا * مان نونی : مامان جون * عشیژ : عزیز * میان : مهران *هندانه : هندونه *صبانه : صبحونه * ایکنی : این یکی*ایخت : ریخت * بیون : بیرون ( دردر) * دمبیا : دمپایی * بدم : بدم میاد * نخواد : نمیخوام *نخوابم : نمی خوابم * منون : ممنون *.دواب : جوراب *مانجین : ماشین * دوپ : توپ * قوقان : قران * تیپیشون : تلویزیون *آموش : خاموش * بیجا : بیا اینجا * لبالد : لواشک * نوباده : نوشابه * گوم گوم : تخم مرغ * بشوش : بپوشون * شوخ : سوخت *بامبیدون : بادکنک * دبدام : کفشام ♥♥ماجراهای پارسا پرنس کوچولوی ما♥♥























♥♥ماجراهای پارسا پرنس کوچولوی ما♥♥

36_15_4.gifفرارسیدن روز پدر رو به همه ی پدرای مهربون بویژه به آقاجون،باباجون و بابای گلم که امسال اولین سال پدر شدنش هم هست تبریک میگم. از خداوند متعال طول عمر همراه با سلامتی رو براشون آرزومندم.

اما بپردازیم به خودم.چند روزی هست که کاملا چهاردست و پا میرم و همه جا رو ویرون می کنم. دیگه براتون بگم که از کنار مبل می گیرم و بلند میشم و سرپا می ایستم.

اما براتون بگم در مورد عکسی که دیدین با مامانم کنار نشسته بودیم من دیدم بابام نشسته کنار یه چیزای سیاه و سفید و هی اونا رو ورق میزنه تازه دستش یه خودکارم بود که من خیلی دوسش دارم منم نقشه کشیدم برمو همه چی رو بهم بزنم آخه اینا چی هستن که بابا و مامان من یسره با اونا مشغولن؟؟؟؟؟؟؟

 

 

تو این پست می خوام شما رو با چند تا از میوه های هندی آشنا کنم.

منگو و دراگون که معرف حضور بودن اما اینو بگم که هیچ کدومو دوست ندارم. اولی دراگونه بر خلاف پوست قشنگش مغزسفید رنگ با دون دونای سیاه رنگی داره.

 

 

این جک فروته ببینین چه خشنه

               

 

 

حرف ش آهنگ خرابکاری: جدیدا حرف "ش" رو می تونم تلفظ کنم حالا جالب اینجاست که این حرف رو موقعی استفاده می کنم که طرح یه خرابکاری تو ذهنم پدیدار میشه یعنی وقتی میگم شششش مامان و بابا سریع به سمت من برمی گردن ببینن چکار می کنم.

 

این لیچیه پوست قرمز رنگ زبری داره که من دوست دارم اونو به دندونام بکشم اما مغز سفید و یه هسته بزرگ مشکی داره من این میوه رو دوست دارم.

 

 

اخیرا چند تا دوست پیدا کردم ( ایشانی، ود، شرولی و پری). صبحا که مامانم درس می خونه من و بابا گاهی وقتا همراه با روروئکم میریم طبقه ی پایین خونمون، چند تا بچه کوچولو  تو اون طبقه هست که منو خیلی دوست دارن من هم که قبلا براتون گفته بودم عاشق بچه ها هستم،تو راهرو اونا با هم بازی می کنیم.

از ماشین خیلی بدم میاد وقتی می شینیم تو ماشین که جایی بریم غصه ام میگیره برای همینم زود شیر می خورم و می خوابم. اونوقت مامان و بابای بیچاره مجبورن با ماشین آروم آروم بچرخن تا من از خواب سیر بشم اگه بخوان زود منو از ماشین پیاده کنن بیدار میشم و یه خورده اخلاقم خراب میشه.

این یکی یه جور میوه ی جنگلی هستش که من اینو خیلللللی دوست دارم خیلی ترشه و ته مزه ی گسی هم دارهشخصیتهای کارتونی والت دیزنی

 

 

عاشق باتری هستم فقط نمی دونم چرا مامان و بابا تا می بینن من باتری دستم می گیرم زودی اونو ازم می گیرن ؟

واااااااای بحال کسی که پشت میز کامپیوتر بشینه اونقدر ذوق می کنم و با هیجان به سمتش میرم که منو بغل بگیره و من با موس و کیبورد بازی کنم. تند و تند دکمه های کیبوردو میزنم و موسو هم دوست دارم که تو دهنم بگیرم و حسابی لیسش بزنم. وب کم رو هم خیلی دوست دارم وقتی داریم چت می کنیم و خانوادمون از ایران دلشون لک زده که منو ببینن منم زود میرم و وب کمو می گیرم و لیسش میزنم در نتیجه نمی ذارم منو ببینن. وااااااای پندرایوو (فلش مموری) که دیگه نگو اگه پیداش کنم!!!!!!3_8_13.gif

 

 

 رااااااستی سفره. اونقدر دوسش دارم که نگو وقتی سفره پهن میشه دوست دارم برم و همه چی رو به هم بریزم آخه دوست دارم ببینم اونا چی هستن توشون چیه مخصوصا قابلمه واااااای.

اینم یه عکس از مرد بزرگ

 

نوشته شده در شنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ توسط مامان زهرا نظرات ()

روزهای گرم و سوزان تابستون جای خودش رو به قطرات قشنگ بارون و هوای شرجی و رنگ سبز که رنگ زندگی هست داده الان اینجا فصل بارون (رینینگ) شروع شده که سختیهای خاص خودش رو هم داره. بارونها و طوفانهای خیلی وحشتناک که نمونش تو ایران اصلا دیده نمیشه و رعد و برقهای خیلی شدید که واقعا ترسناکه.بعد از رعد و برق قطعا چند تا درخت شکستن و روی زمین افتادن حالا وای به حال اونایی که بیرون از خونه باشن. اما با همه این اوصاف من این فصل رو به خاطر بارونای قشنگش و به خاطر اینکه همه جا سبز سبز میشه دوست دارم.

من اولین بارونای زندگیمو دارم تجربه می کنم وقتی از خونه بیرون میریم بابام یه چیز بزرگ رو سرمون می گیره که اسمش چتره و جالبتر اینجاست که یه چیزایی تند و تند رو اون می خورن و یه صدایی ایجاد می کنه که برای من خیلی جالبه و من با تعجب به چتر نگاه می کنم اما جالبتر از اون بارونه و برای من خیلی جای تعجب داره دائما اینور و اونور رو نگاه می کنم ببینم که این همه آب از کجا میاد. تازه جدیدا مامانم لباسای آستین دار با شلوار تنم می کنه و من با تعجب به اون نگاه می کنم آخه تا الان همش لباس آستین کوتاه و شرت می پوشیدم.

 

این روزا دل مامانم هم یه کم بارونیه آخه نگهداری از من که جدیدا خیلی هم شیطون شدم همراه با درس خوندن و تنظیم اینها با همدیگه جوری که درسمون عقب نیافته کار سختیه. این روزا دلمون بیشتر از پیش هوای ایران رو می کنه هوای خانواده رو، اینکه اگر بودن الان چقدر می تونستن کمک کنن. من خیلی به غریبه ها علاقمند هستم هر کسی رو که می بینم دوست دارم برم بغلش بچه ها رو خیلی دوست دارم و از خونه رفتن و تنها سه نفری موندن خوشم نمیاد این چیزا مامان منو آزار میده و دائما احساس میکنه که من بخاطر اونا اذیتم. دائما احساس می کنه اگر من ایران بودم چقدر بیشتر بهم خوش می گذشت و چقدر برام بهتر بود. ای کاش این روزا زودتر بگذره و....

بگذریم. همونطور که گفتم بارونای خیلی شدیدی میباره و برگا و گلهای درختا رو زمین میریزن و منظره قشنگی رو ایجاد می کنن ببینین

 

یه هفته پیش که هنوز هوا گرم بود توی آشپزخونه آبتی کردم ببینین

 

 اینجا هم مامانم داره درس میخونه و بابام منو گذاشته توی نندو و اسباب بازیامو ریخته پیشم  (این جرم کسیه که بابا و مامان دانشجو داشته باشه) اما منم سرم کلاه نمیره

 

من خیلی علاقمند کتاب و دفتر و ورق و جزوه و خودکار و مداد و خلاصه این چیزا هستم بابام هم بهم میگه پسر مواظب باش اینا یقه تو رو نشناسن که اگر بشناسن حالا حالاها دست بردار نیستن (اینم یه شوخی پدر بود با پسر)dance3.gif

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

   

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩٠ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ توسط مامان زهرا نظرات ()

مادر ای نسیم اردیبهشتی و ای شمیم خوش بهشتی روزت مبارک.

قبل از هر چیز روز مادر رو به همه ی مادرا بویژه مامان جونم، عزیزم، مامان بزرگم و مامانم تبریک میگم.

 

 

همونطور که تو عنوان مطلب می بینین من یه هفته ای هست که لبای قشنگمو تکون میدمو بابامو صدا می کنم. مخصوصا زمانیکه میخواد بیرون بره پشت سرش گریه میکنم و صداش می کنم. یا اگه از بیرون بیاد خونه باید منو بیرون ببره و یه گشت کوچولو بزنیم بعد بیایم خونه. حالا اگه یکی در بزنه و بابام جلوی در هم بره بعد از اینکه اومد تو من با حالت بغض صداش می کنم جوری که مجبور شه منو بیرون ببره حالا این بیرون بردن میتونه فقط یه دور کوچیک توی راه پله باشه. جالب اینجاست که من به مامانم هم بابا میگم و وقتی بغل بابام هستم و دلم می خواد برم بغل مامانم گریه می کنم و بهش میگم بابا.پیشی ملوس

زنبورکها

این لباسمو عموم برام خریده. بهم میاد؟ 

متشکرم

یه خبر بانمک دیگه اینه که من یه دندون کوچولوی خوشگل از بالا در اوردم ولی بجای اینکه اول دندونای وسط در بیاد دندون نیش من دراومده مامانم هر روز صبح که بیدار می شیم چک می کنه که ببینه وسطیا هم در اومدن یا نه می بینه که فعلا هیچ خبری نیست؟؟؟؟؟

 

من بعد از هر بار شیر خوردن تا یه ربع لبامو به هم می مالم و با صدای بلند ملچ ملوچ می کنم جوری که هر کسی می بینه کلی می خنده و به نظرش با نمک میاد.

پارسا در حال خوردن منگو (انبه)

 

خیلی هم دردری هستم اگه ناراحت باشم یا بد خواب شده باشم یا به هر دلیلی اوقاتم تلخ باشه اگه منو بیرون ببرن کلی ذوق می کنمو مشکلمو از یاد می برم. تازه اگر کسی لباس بیرون بپوشه یا آغوشی رو برداره سریع متوجه میشم که داریم میریم دردر و ذوق می کنم.

بچه ها رو خیلی دوست دارم باهاشون می خندم دوست دارم بغلشون برم و باهاشون بازی کنم. اما اونا بعضیاشون به سمتم میان و بازی می کنن بعضیا نه.

حالا نکته جالبتر اینجاست که اغلب آدما رو که می بینم دوست دارم برم بغلشون و براشون لبخند میزنم.دانلداک

پارسا و باباش در یک بعدازظهر گرم تابستان مشغول شنا در استخر

 

بچه ها یه کم آب پاشیدن روم وااااااای!!!!!

 

سگ و گربه ها رو خیلی دوست دارم اگه یکی شون از دور بیاد نگاش میکنم تا بیاد از کنارمون رد شه و دیگه دیده نشه. بدتر از بد اینجاست که دوست دارم برم نزدیکشون.گربه سیاه نماد هالووین

وسط اینهمه اسباب بازی پسر ما چرخ شکسته ی روروئکشو میخوره

 

حالا ببینین به جای اون همه اسباب بازی من با چه چیزایی بازی می کنم و ازشون خوشم میاد

 

ای وای این گل پسرو رفته تو ماشین لباسشویی مگه خونشون حموم نداره که رفته تو لباسشویی.

میدونین جریان چیه مامانم منو سپرده بود دست بابام رفت تو اتاق تا اومد بیرون دید من تو ماشین لباسشویی هستم. چند بار گفتم بازم میگم امان از دست این باباها چه بازیایی که با این بچه های بیچاره نمی کنن !!!!!!!!!!!!!!پلوتو

این هم یه پست ویژه و خبر مفصلی بود از علایق و رفتارهای جدیدمن به افتخار خاله زهره که همیشه میگه این عکسا کمه.

  

نوشته شده در شنبه ٧ خرداد ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ توسط مامان زهرا نظرات ()


آخرين مطالب
» دومین بهار زندگی پرنس کوچولو ما
» شیطونی های گل پسر ما
» مروارید هفتم
» تولد یه ستاره
» ایستادن پسر شیرین ما
» یه تولد دیگه
» تولد کریشنا
» یه سورپرایز ویژه
» پارسای ما شیطون شده
» خوشگل ما مرد شده

Design By : RoozGozar.com