للام : سلام * مامان ، شرا : مامان ، زهرا * بابا ، عگلا : بابا ، علی آقا * مان نونی : مامان جون * عشیژ : عزیز * میان : مهران *هندانه : هندونه *صبانه : صبحونه * ایکنی : این یکی*ایخت : ریخت * بیون : بیرون ( دردر) * دمبیا : دمپایی * بدم : بدم میاد * نخواد : نمیخوام *نخوابم : نمی خوابم * منون : ممنون *.دواب : جوراب *مانجین : ماشین * دوپ : توپ * قوقان : قران * تیپیشون : تلویزیون *آموش : خاموش * بیجا : بیا اینجا * لبالد : لواشک * نوباده : نوشابه * گوم گوم : تخم مرغ * بشوش : بپوشون * شوخ : سوخت *بامبیدون : بادکنک * دبدام : کفشام ♥♥ماجراهای پارسا پرنس کوچولوی ما♥♥























♥♥ماجراهای پارسا پرنس کوچولوی ما♥♥

ماه رمضان روی همه ی آدمها اثر مطلوب و خوب بجا می ذاره اما در مورد من برعکس بوده تو این مدت عادت کردم که ساعت سه و چهار نیمه شب بخوابم ای وااااااای که مامان و بابا چه عذابی می کشن تا من خوابم ببره حالا جالب اینجاست که خوابم میاد پلکام روی هم می افته اما تا اونجایی که بتونم مقاومت می کنم که خوابم نبره تازه بعد از اینکه با هزار بدبختی منو می خوابونن و پلکام می ره روی همدیگه تو عالم خواب و بیداری یه کم آواز می خونم و می خندمو حرف میزنم بعد به خواب عمیق فرو میرم. اینجاست که مامان و بابا با لذت به من نگاه می کنن و خدا رو شکر می کنن که یه موجود شیرینی مثل من رو بهشون داده.

حالا یه عکس ببینین از من و آقا فیله اما اگر منو پیدا کردین. اینجا فیل حیوان مقدسیه. بهش احترام می ذارن نذر می کنن و براش غذا می برن و ...

شنیدین تنفر تبدیل به عشق میشه حکایت من و کلاغمه

اما براتون بگم از کارای جدیدم: بعضی از کلمات ساده رو که مامان و بابا می گن منم پشت سرشون تکرار می کنم مثلا نیست. خیلی ناز دستامو بالا میارم میگم نیش. دیگه اینکه موبایلو میبرم نزدیک گوشم مثلا دارم حرف میزنم. یا اینکه کنترلو میبرم جلو و می خوام کانال تلویزیونو عوض کنم و...Emoticon

اینم دوست جدیدم

               Emoticon

وقتی به یک مرکز خرید یا فروشگاه که میریم اونقدر ذوق می کنم و هیجان زده میشم که اصلا نمی دونم چکار باید بکنم همه چیز رو می خوام وای که اگر قسمت اسباب بازیا بریم دیگه نگو

راستی این هفته یه تولد دیگه داشتیم . تولد گان پاتی (یکی دیگه از خدایان هندی) منم دوباره رفتم و باهاشون عکس گرفتم که بتونم هم یادگاری داشته باشم و هم به شما نشون بدم.

گان پاتی که اسم دیگش گنشه یکی از خدایان محبوب استان ماهاراشتراست. آخه اینجا هر استانی خدای محبوب خودشو داره. اینا معتقدند که گنش در دوران بچگی بیمار میشه و میمیره پدر اون که خیلی قدرتمند بوده و همچنین یکی از خدایان هم بوده میره جنگل و به اولین حیوان که برخورد میکنه (که یه فیل بوده) سرش رو از بدنش جدا میکنه و سر گنش رو هم جدا میکنه و سر فیل رو جای اون میذاره و گنش حیات دوباره پیدا می کنه اینه که گنش بدن آدمیزاد و سر فیل داره.Emoticon 

اما امروزه به مناسبت تولد گنش مجسمه های اونو می خرن و به خونه هاشون میبرن و بعد از چند روز جشن گرفتن اونو با احترام و پای کوبان و رقصان در رودخونه می اندازن جوری که بشکنه.Emoticon

این مغازه خدا فروشیه و منم وسط یه عالمه خدا نشستمEmoticon

اینم تمپل (بتکده). منم که نشستم پیش خدا حالا ببینین چه سعادتی نصیبم شدهEmoticon

                Emoticon

 

نوشته شده در شنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٠ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ توسط مامان زهرا نظرات ()


آخرين مطالب
» دومین بهار زندگی پرنس کوچولو ما
» شیطونی های گل پسر ما
» مروارید هفتم
» تولد یه ستاره
» ایستادن پسر شیرین ما
» یه تولد دیگه
» تولد کریشنا
» یه سورپرایز ویژه
» پارسای ما شیطون شده
» خوشگل ما مرد شده

Design By : RoozGozar.com