للام : سلام * مامان ، شرا : مامان ، زهرا * بابا ، عگلا : بابا ، علی آقا * مان نونی : مامان جون * عشیژ : عزیز * میان : مهران *هندانه : هندونه *صبانه : صبحونه * ایکنی : این یکی*ایخت : ریخت * بیون : بیرون ( دردر) * دمبیا : دمپایی * بدم : بدم میاد * نخواد : نمیخوام *نخوابم : نمی خوابم * منون : ممنون *.دواب : جوراب *مانجین : ماشین * دوپ : توپ * قوقان : قران * تیپیشون : تلویزیون *آموش : خاموش * بیجا : بیا اینجا * لبالد : لواشک * نوباده : نوشابه * گوم گوم : تخم مرغ * بشوش : بپوشون * شوخ : سوخت *بامبیدون : بادکنک * دبدام : کفشام من جدیدا" میگم ...بابا... - ♥♥ماجراهای پارسا پرنس کوچولوی ما♥♥























♥♥ماجراهای پارسا پرنس کوچولوی ما♥♥

مادر ای نسیم اردیبهشتی و ای شمیم خوش بهشتی روزت مبارک.

قبل از هر چیز روز مادر رو به همه ی مادرا بویژه مامان جونم، عزیزم، مامان بزرگم و مامانم تبریک میگم.

 

 

همونطور که تو عنوان مطلب می بینین من یه هفته ای هست که لبای قشنگمو تکون میدمو بابامو صدا می کنم. مخصوصا زمانیکه میخواد بیرون بره پشت سرش گریه میکنم و صداش می کنم. یا اگه از بیرون بیاد خونه باید منو بیرون ببره و یه گشت کوچولو بزنیم بعد بیایم خونه. حالا اگه یکی در بزنه و بابام جلوی در هم بره بعد از اینکه اومد تو من با حالت بغض صداش می کنم جوری که مجبور شه منو بیرون ببره حالا این بیرون بردن میتونه فقط یه دور کوچیک توی راه پله باشه. جالب اینجاست که من به مامانم هم بابا میگم و وقتی بغل بابام هستم و دلم می خواد برم بغل مامانم گریه می کنم و بهش میگم بابا.پیشی ملوس

زنبورکها

این لباسمو عموم برام خریده. بهم میاد؟ 

متشکرم

یه خبر بانمک دیگه اینه که من یه دندون کوچولوی خوشگل از بالا در اوردم ولی بجای اینکه اول دندونای وسط در بیاد دندون نیش من دراومده مامانم هر روز صبح که بیدار می شیم چک می کنه که ببینه وسطیا هم در اومدن یا نه می بینه که فعلا هیچ خبری نیست؟؟؟؟؟

 

من بعد از هر بار شیر خوردن تا یه ربع لبامو به هم می مالم و با صدای بلند ملچ ملوچ می کنم جوری که هر کسی می بینه کلی می خنده و به نظرش با نمک میاد.

پارسا در حال خوردن منگو (انبه)

 

خیلی هم دردری هستم اگه ناراحت باشم یا بد خواب شده باشم یا به هر دلیلی اوقاتم تلخ باشه اگه منو بیرون ببرن کلی ذوق می کنمو مشکلمو از یاد می برم. تازه اگر کسی لباس بیرون بپوشه یا آغوشی رو برداره سریع متوجه میشم که داریم میریم دردر و ذوق می کنم.

بچه ها رو خیلی دوست دارم باهاشون می خندم دوست دارم بغلشون برم و باهاشون بازی کنم. اما اونا بعضیاشون به سمتم میان و بازی می کنن بعضیا نه.

حالا نکته جالبتر اینجاست که اغلب آدما رو که می بینم دوست دارم برم بغلشون و براشون لبخند میزنم.دانلداک

پارسا و باباش در یک بعدازظهر گرم تابستان مشغول شنا در استخر

 

بچه ها یه کم آب پاشیدن روم وااااااای!!!!!

 

سگ و گربه ها رو خیلی دوست دارم اگه یکی شون از دور بیاد نگاش میکنم تا بیاد از کنارمون رد شه و دیگه دیده نشه. بدتر از بد اینجاست که دوست دارم برم نزدیکشون.گربه سیاه نماد هالووین

وسط اینهمه اسباب بازی پسر ما چرخ شکسته ی روروئکشو میخوره

 

حالا ببینین به جای اون همه اسباب بازی من با چه چیزایی بازی می کنم و ازشون خوشم میاد

 

ای وای این گل پسرو رفته تو ماشین لباسشویی مگه خونشون حموم نداره که رفته تو لباسشویی.

میدونین جریان چیه مامانم منو سپرده بود دست بابام رفت تو اتاق تا اومد بیرون دید من تو ماشین لباسشویی هستم. چند بار گفتم بازم میگم امان از دست این باباها چه بازیایی که با این بچه های بیچاره نمی کنن !!!!!!!!!!!!!!پلوتو

این هم یه پست ویژه و خبر مفصلی بود از علایق و رفتارهای جدیدمن به افتخار خاله زهره که همیشه میگه این عکسا کمه.

  

نوشته شده در شنبه ٧ خرداد ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ توسط مامان زهرا نظرات ()


آخرين مطالب
» دومین بهار زندگی پرنس کوچولو ما
» شیطونی های گل پسر ما
» مروارید هفتم
» تولد یه ستاره
» ایستادن پسر شیرین ما
» یه تولد دیگه
» تولد کریشنا
» یه سورپرایز ویژه
» پارسای ما شیطون شده
» خوشگل ما مرد شده

Design By : RoozGozar.com